خرید بک لینک
یا امیرالمومنین حیدر علیه اسلام خبر آورد جبریل امین از عالم بالا بمان ای رحمت اللعالمین در قلب این صحرا بگو من کنت مولا ... هر که دارد عشق پیغمبر برایش مرتضی باشد امام و سرور و مولا علی بن ابیطالب، عزیز حضرت زهرا پس از تو حجت الله است در عالم به امر ما تمام انبیا و اوصیا و اولیا از خلقت آدم همه صف بسته اند از اشتیاق حضرت لیلا همه خوبان عالم بی قرار لحظه ی بیعت برای بوسه بر دست علی عالی اعلا ملائک جمله مشغول اند در عرش برین حق به ذکر یا علی مولا علی مولا علی مولا کمال دین و نعمت منجلی شد در غدیر خم امامت را سپرد آن دم به حیدر، حضرت طاها مصاب

برچسب: نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 18:49

یا علی علیه السلام می رود آرام از پس کوچه ها... آن رهگذر روی دوشش نان و خرما ، شهر از او بی خبر بعدِ زهرا روزگارش در غریبی ها گذشت بعدِ زهرا قلب مولا بود از غم، شعله ور آسمان غرق سکوت و شهر بی تاب سکوت چاه امشب می کشد فریاد از خون جگر آه ای شمشیر ملجم ، سالها دیر آمدی مرتضی را کشت زخم کوچه و یاس و تبر ریخت بر چشمان محراب آیه آیه بوتراب غرق خون تفسیر شد نهج البلاغه، آن سحر کودکان از حال بابای یتیمان بی خبر کاسه های شیر با چشمان گریان پشت در با دمِ فزت و رب الکعبه، مولا جان گرفت روح و جان خسته اش امشب گرفته بال و پر

برچسب: وضعیت ماه در امشب,کعبه امشب ماه در دامان توست,کعبه امشب ماه در دامان تو,کعبه امشب ماه در دامان توست طاهری, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

بحر طویل حرم امن است یا عباس علیه السلام خبر دارم که گیسویت به دست بادها می رفت و می خواند از غم خورشید لب تشنه خبر دارم ، عمو عباسِ طفلان حرم ، از قول آب و قلب بی تاب رباب و نهر آب و یک سه ساله منتظر در غربت خیمه خبر دارم ز حُزنت ... حزن عباس علیعلیه السلام در جنگ آب و خنجر و دشنه خبر دارم که ناگه دشت طوفان شد ، غم عالم فرود آمد به قلبت، تیر بر لبهای مشکت خورد ، مشکت مُرد در سوز غم و امَن یُجیب کودکان بال و پر بسته ، خبر دارم سرت روییده بر سر نیزه می رفتی ، دلت دلواپس اهل حرم ، منزل به منزل ،کو به کو ، بی تاب خواهر ، بی قرار حرمت دردانه های حضرت حیدر و خون م

برچسب: اینجا حرم امن حسین است,اینجا حرم امن حسین است بیایید, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

نقاد در مرام شما بی هویت است یا بی سواد و تندرو یا در خصومت است جمعی اسیر نان شب و تنگ دستی اند یک عده غرق مکنت و شهرت پرستی اند یک عده در عراق و حلب جان فدا شدند یک عده مست دزدی اموال مردم اند یک عده مست بوی دلاراند و نفت خام در کاخ های ساخته از دزدی و حرام یک عده در خیال و هوس غوطه ور شدند از درد و رنج هم وطنان بی خبر شدند یک عده سهم خواه نظام اند و انقلاب در اختلاس و غارت بی حد و بی حساب از انقلاب پاک خمینی جدا شدند در منجلاب غفلت دنیا رها شدند این سبک زندگی علوی نیست ذلت است غارتگری ز حق شهیدان و ملت است اینها کز اعتبار شما سهم می برند نو

برچسب: نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

یا امام صادق علیه السلام در غربت مدینه و بی یار می روی با حالتی شکسته و تب دار می روی عمامه ات کجاست عزیز دل نبی این گونه بی عبا و گرفتار می روی دشمن سوار مرکب و آقای من چرا پای برهنه همره اشرار می روی پیچیده عطر فاطمه در کوچه های شهر با یاد یاس و آتش و دیوار می روی مهمان جام زهری و در غربت و سکوت با ظلم اشقیا و به اجبار می روی آقا نشسته خون جگر بر لبانتان با چشم های بی رمق و تار می روی آنقدر با سکوت بقیع همنشین شدی مولای بی نشانی این سرزمین شدی از بازوی شکسته ی پروانه خوانده ای دلتنگ مادرت چه

برچسب: دل بی قرار دارم من,دل بی قرار,دل بي قرار,دل بیقراره ندیم,دل بی قراره,دل بیقرار شهره,دل بیقرار من,دل بی قراره عماد,فیلم دل بیقرار,دل بیقراره از ندیم, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

کافیست یک اشاره کند ... هرکس ولایتی نشود خوار می شود در خدعه های فتنه گرفتار می شود همچون امام تکیه به ایمانتان کنید جان را نثار عزت ایرانتان کنید دشمن ستیز بود خمینی بت شکن کی اعتماد کرد به عمال اهرمن ؟ مسئول نیست هرکه بترسد ز دشمنان دل خوش کند به وعده ی گرگان و روبهان هشدار داده رهبرم از فتنه ی نفوذ از فکرهای منحط و زاییده ی نفوذ هرگز مباد باج به اهریمنان دهید سیلی به روی دشمن بی آبرو زنید هشدار داده سید علی از بهانه ها از حیله ها و وعده ی پوچ و گزینه ها یک روز منع موشک و یک روز هسته ای تهدید و ظلم بی حد و تحریم بسته ای پر رو تر از گذشته شدند

برچسب: نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

تقدیم به شهید رجب محمد زاده ( بابا رجب ) بابا رجب ... سیرت عاشوریاییت ، در پشت آن صورت ترکش خورده یادگاری بود از تفسیر ناب ترین عشقها بارها ... در آن صورت ترکش خورده و بغضی که آرام... آرام... بر پهنه ی زخمناک گونه هایت می چکید عاشقانه های "سید مرتضی " را مرور کرده ام " هر که می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند " بابا رجب... تو ذخیره نظام بودی برای شقایق پیشگان با همه ی نداشته های دنیایی ات و نفس هایی که به شماره افتاده بود نه سهم خواه انقلاب بودی ... نه طلبکار نظام و سی سال بدون فیش نجومی غذا می خوردی ، تنها با یک نی در روزگاری که عده ای به ذخیره های بیت

برچسب: بابا رجب,بابا رجب کیست,محمد رجب بابا,بابا رجب جانباز,بابا رجب محمد زاده,عکس جانباز بابا رجب,بیوگرافی بابا رجب,امیر رجب بابا,عکس بابا رجب,عکس های بابا رجب, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

یا ضامن آهو اذن دخول... آمده ام عقده وا کنم اینجا کنار مرقدتان یک دعا کنم امشب دلم حوالی گنبد ... کنار صحن هی پرسه می زند... که شما را صدا کنم با دست خالی و دل پر غصه آمدم تا یک غزل برای شما دست و پا کنم من زنده ام به این دو سه بیتی که گه گدار تقدیم شاه تشنه کرببلا کنم دستم به دست پنجره فولاد و در دلم هیات به پاست تا که رضا ..یا رضا کنم من بی خیال عشق شما ...نه – نمی شود هیهات خاکبوسی تان را رها کنم آقا نمی شود که بمانم کنارتان..؟ جارو کش حرم بشوم ...تا... صفا کنم عکس ضریح حلقه زده گرد چشمهام میبارد از دوچشم ترم ... تا دعا کنم امضا کن این دوبیتی صدپاره را کریم رخصت

برچسب: دستم به دست دوست ماند,دستم به دست دوست,دستم به دستت,دستم خورد به دستش, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

دستم به آن ضریح طلا می رسید کاش تا غرفه های عرش خدا می رسید کاش هر چند دورم از حرم ثامن الحجج بال و پرم به صحن رضا می رسید کاش دلتنگ مشهد تو شدم ای غریب طوس آقا سلام من به شما می رسید کاش مشتاق بوسه بر در باب الجواد تو لطف مدامتان به گدا می رسید کاش کنج رواق حاجت یک اربعین حضور این پا به راه کرب و بلا می رسید کاش حالا پیاده سیر الی العشق می کنم مجنون به سرزمین بلا می رسید کاش دل بی قرار بود که پاهای خسته ام تا موکب امام رضا می رسید کاش دلتنگی ام ز کرب و بلا تا حریم تو با بیت ها هجا به هجا می رسید کاش این روح زخم خورده به پابوسیت رضا از بند تن رهای

برچسب: داد جاروبي به دستم آن نگار,داد جارویی به دستم آن نگار,داد جاروبی به دستم آن نگار,گر اوفتد به دستم آن میوه,داد جاروی به دستم آن نگار, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 14:46

به یاد یوم الترویه ، روزی که امام حسین ع قافله را از مکه به مقصد کربلا حرکت داد یا ابا عبدالله( ع ) فدای حج و مناجاتهای هر سحرت چقدر ریخته بال فرشته دور و برت بگو به من که چرا حج مان تمام نشد ...! طواف عمره ی تو... این وداع مختصرت..! چرا سوال ز قربان که می کنم آرام نگاه میکنی از غم به حنجر پسرت ...! از آن وداع تو فهمیده ام خبرهایی است ز چشم های پریشان و قلب شعله ورت بمان که دور سرت کعبه هم طواف کند حرم تویی... همه عالم فدای چشم ترت برادرم چه غریبانه می روی ز حرم چرا نگاه می کنی آقای من به پشت سرت ؟ صفا و مر

برچسب: چه شد که قدر وفا,چه شد که معلمی را برگزیدم,چه شد که ماه مراد,چه شد که چنان شد,چه شد که معلم شدم,چی شد که عاشقت شدم,چی شد که چادری شدم,چه خوب شد که رفتی,چه خوب شد که برگشتی,دریا چه خوب شد که مرا, نویسنده: رادین سلیمانی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 1:31

صفحه بندی